
چه شد که اجرای حدود الهی جای خود را به علوم انسانی اسلامی داد؟ مگر قرار نبود کسب خمس و زکات و پرهیز از ربا گره گشای اقتصاد، اجرای احکام قصاص و حدود حلّال بزه اجتماعی، ذکر خدا آرام بخش دلها، نفی سبیل سیاست رابطه با جهان و خلاصه دوای همه دردها بوسیله اجتهاد ولی امر از دل قرآن و حدیث بیرون آید و قوانین مجلس با نظر فقهای شورای نگهبان تأیید یا رد شوند و عمل به رهنمودهای ولی فقیه جامع الشرایط چراغ روشن راه انقلاب؟ پس علوم انسانی اسلامی چیست که قرار است ماده خام خود را از قرآن و حدیث بگیرد و در کوره روش علمی عمل آورد؟ آیا این انقطاع از وحی نیست؟ این از نظر اقبال لاهوری درباره وحی استخراج نشده است که در مقاله احمدوند و سلگی [1] اینچنین صورتبندی می شود؟: "هرچه جانداري از نظر تکامل بالاتر برود، از قدر...
ادامه مطلب
تحولات جامعه مسلمان در اثر آشنایی با اروپا و ظهور روشنفکران مسلمان با دغدغه دینی-هویتی و سرایت آن به ایران از طریق شیخ جمال الدین اسدآبادی و اقبال لاهوری و جلال آل احمد و شریعتی و انقلاب اسلامی و هوس برپایی تمدن اسلامی را در ذهن مرور کنید، صحبت های...
ادامه مطلب
در آن ارزیابی شتاب زده گفتم که بیرون کشیدن علوم انسانی از دل پیش فرض های اسلامی خیلی حرف دارد، در این نوشته کمی از آن حرف ها را خواهم زد. ادعای شماره4 آن نوشته این بود: با پیشفرضهای برآمده از مبانی دین اسلام نظریه های علوم انسانی اسلامی را تدوین می ک...
ادامه مطلب