از کار فروبسته ما چون گره شد باز
آمد به لبم خنده و در حنجره آواز
در کار جهان نیست حسابی و کتابی
زیر و زبر کار بود تا به ابد راز
معیار و میزان همه مجهول و مکنون
ایوب صفت میکشم این بار چه پرگاز
آن را که حسابی بودش نکبت و ناپاک
خوش کام و خرامان پی اندیشه پرواز
او نیز که اندیشه کند بهر حلالی و حرامی
سر گشته و حیران شده در دهر پر از آز
برچسب:
نویسنده: حامد پورحسین