هوس کردم کمی گستاخ باشم
همی با شاعران سرشاخ باشم
سرایم شعر و ٱهنگی بسازم
بسان بتهون یا باخ باشم
بمانم در دل اعصار و تاریخ
و یا افسانه چون تک شاخ باشم
هنر ورزم؛ فیض بخشم بفرمایم تفضل
اگرچه از سر برج بی پول و سوراخ باشم
و هرچند دخل و خرج با هم نخواند
به خندیدن گشاده دست و روفراخ باشم
نفهمند حال من این همرهان سست عناصر
ندانند قدر من بااینکه خود یک ماخ باشم
زبان سرخ است و سر سبز است و خون سرد
مباد آن دم برای شعر خود سلاخ باشم
برچسب:
نویسنده: حامد پورحسین