از هر چه بنالم از صیف ننالم
زیرا بود از گرمی آن سعد به فالم
از تیر و امرداد چنان گرمم و سرمست
کز خاطر آزرده رود خشکی کامم
والعصر که شهریور خوش وقت و عزیزش
با چای و کتاب و قلم و فکر کند بر سر حالم
کنجی که باشد خنک و ساکت و آرام
در تیر بیارزد به همه نکبت سالم
از تحفه گیتی پسری داده ایزد
در ماه امرداد که هست خلعت و شالم
هرچند ز داغی و عطش گاه شوم زار و مشوش
این است هنر؛ خوش گذرانی و فراغ از همه عالم
برچسب:
نویسنده: حامد پورحسین